
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم
چون دنيا يه روز تموم ميشه

نميخوام بگم که مثل گلی
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس
چون شب هم بالاخره تموم ميشه
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی
چون اب که هميشه پاک نميمونه
نميخوام بگم که عاشقتم 
چون منکه اصلا عاشقت نیستم
بلکه من دوستت دارم

تو را همین گونه که هستی
دوست می دارم
تلخی های تو ، شیرینی خاصی
به لحظه هایم می دهد
آسوده باش محبوب من
من خریدار اخم های تو نیز هستم


آتش زده بر هستي من چشم سياهت 
هر دم به هراس است دل از تير نگاهت
در ياب من خسته دل سوخته جان را 
تا چند نشينم ز وفا بر سر راهت
در خانه ما نيست فروزنده چراغي 
روشن بكن اين كلبه به رخسار چو ماهت
برخيز و بيا تا دل بشكسته و مسكين
خرسند شود در خم گيسوي چو ماهت 
غافل شدم از تو شبي اميد كه روزي 
باز آيي وگويي كه گذشتم زگناهت
زندگی خوب و بدش بکامه ماشد
قرعه عشقی زدو بنامه ماشد
اونی که حتی تو خوابم نمی اومد
توی بیداری اومد عاشق ما شد
اگه دنیا پر از عاشق نباشه
تو این دنیا دلت صادق نباشه
همون بهتر که این دنیا نباشه
زمین و آسمون یک جا فنا شه
اگه بند بندم از هم دیگه بازشه
اگه سرم از تنم بخواد جداشه
نمی زارم تواین دنیابی مهر ی لحظه قعطیه مهروفاشه
اومدودنیامون وپرازصفا کرد
دردبی کسی مون وبا عشق دواکرد
اومدو رسوامی خواست بین مارو
خودش وتو شهر عشق انگشت نما کرد

شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی... وقتی که مرا از دل خود میرانی...
یعنی که تو هیچوقت عاشق نشدی... زرد است که لبریز حقایق شده است...
تلخ است که با درد موافق شده است...
شاعر نشدی و گرنه می فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است .

![]()
دل من تنهاییات پر از سواله می دونم
دل من خندیدنت فقط تو خوابه می دونم
دل من آرزوهات نقش بر آبه می دونم
دل من تحملت مثل یه کوهه می دونم
دل من عاشقیات مثل جنونه می دونم
دل من صبوری و کسی سراغت نمیاد
دل من خسته ای وصدا ازت در نمیاد
دل من تنهاییات باید پر از دعا باشه
دل من امید تو فقط باید خدا باشه

تا لحظه های زندگی از عمق جان می خواهمت
نازو نوازش های تو فردای خوش یمن من است
در تیغ خشم روزگار، من مهربان می خواهمت
آری بیا ای خوب من....ای فرصت پر شور من
عشقم ببین ،حالم ببین،من هم زبان می خواهمت
روزهای عشق مرا با عطر خود مستانه کن
ذره ای کوچک ولی صد کهکشان می خواهمت
ای نازنین ناز من ای لحظه ی پرواز من
من از زمین تا آسمان،تا بی کران می خواهمت

عشق یعنی گم شدن در جام می
راز دل بی پرده بشنیدن زنی
عشق یعنی خاک پای خاکیان
می زدن در حلقه ی افلاکیان
عشق یعنی مثل یک گل بازشدن
فــارغ از بی تابی دنیـــا شـدن
